وبگاه کتابنما

کتاب، آگاهی و کمی دغدغه

وبگاه کتابنما

کتاب، آگاهی و کمی دغدغه

کانال کتابنما

وبلاگ-کد لوگو و بنر
وبگاه کتابنما
کتاب؛ آگاهی است و آگاهی، زندگی ساز.
کتاب، پیاده شدن هستی از طریق رگهای مقدس قلم، بر صفحه زندگی است.
کتابنما در موضوعات فرهنگی و علوم انسانی، و دینی(اعتقاد، اخلاق، و عرفان) فعالیت می کند و با انتشار ویدئو، صوت، و متن، در این راه می کوشد.

همچنین این "کلیک گاه"، بهانه است برای انتشار دغدغه های یک طلبه.
طلبگی، نه شغل است، نه کاسبی، نه پناهگاهی برای تنبلی، نه وارد شدن در دعواها و کشمکش های سیاسی.
در این باره در "طلبه نامه" و "دین نامه" بیشتر خواهم نوشت. ان شاء الله

نکته ضروری تر از ضروری: این سایت، یک سایت پژوهشی و علمی است؛ بنابراین وجود پیوندها از سلایق مختلف، به هیچ وجه به معنای تایید محتوایشان نیست و صرفاً به جهت معرفی پایگاه های مختلف علوم انسانی، پیوندهای بسیاری در کتابنما به نمایش درآمده اند.

کتابنما
1395/09/19

بایگانی

کتابنما؛ پویش مردمی کتاب و نما

Enter your email address:

Delivered by FeedBurner

پیوندها

۹ مطلب در دی ۱۳۹۵ ثبت شده است

بذر مبارکی که احمد خاتم صلی الله علیه وآله، چهارده قرن پیش در شبه جزیره بی آب و علف در دل خاک معرفت نهاد، و باران فیض الهی بر آن باریدن گرفت، و دم های پاک اولیای الهی در آن دمید، اینک در اوج  دشمنی ها و فسادپراکنی ها، به درخت تنومندی بدل شده است که ربع ساکنان ربع مسکون را زیر سایه خود، پناه داده است.

چه مبارک بذری بود...

چه مبارک غاری بود...

چه مبارک دم هایی بود...

چه مبارک پیمبری بود...

چه مبارک دینی است، دینِ قرآن و برهان و عرفان...


دین خاتم نه با زور و تهدید در دل ها جای گرفت، نه با پول و تزویر ، و نه با زخم شمشیر...

 مگر چنگیز و لنین و استالین شمشیر نداشتند؟ پس کجاست مسلک و مرامشان؟! 


آری... سرنوشت تاریخ، با پاکان و پاکبازان است... .


جهت ارائه انتقادها و پیشنهادها، به آدرس زیر در تلگرام پیام دهید: Hgesler@

کتابنما؛ پویش ارائه محتوای کتاب‌ها در قالب متن، صوت و نما
تلگرام: https://t.me/joinchat/AAAAAD8qWWoG3TS19P2F_Q
تارنما: 

http://ketab-nama.blog.ir/
کتابنمانویس
۳۰ دی ۹۵ ، ۲۲:۰۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۸ نظر

دین؛ دینمداری و دین‌خواهی که در طول تاریخ وجود داشته است؛ و دستاوردهای نیکویی را به انسان و جامعه انسانی تقدیم کرده است؛ علی رغم همه خوبی های ذاتی اش؛ اما دارای بدی های عارضی و عَرضی نیز هست. یکی از این ذمائم و رذائل، غلبه احساس، خرافات و باورهای شخصی بر جنبه های عقلانی دین است که آن را «دین سلیقه‌ای» می نامم.

گرچه نقش احساس، عشق و مَحبّت در دین بسیار اساسی است؛ و دین چیزی جز حبّ دوستان خدا و بغض از دشمنان خدا نیست؛ اما این مقوله نباید عقل و دستورات خداوند را زیر سوال ببرد. به عنوان مثال، یکی از آسیب های جدی مراسم مذهبی در ایران  که در سال های اخیر بسیار شدت یافته است؛ محور قرار گرفتن مداحان خوش نفْس و نفَس ـ که البته وجودشان برکت است ـ در جامعه دینی و منزوی شدن عالمان دینی است؛ طوری که در مراسم مذهبی، خیلی ها منتظرند تا زودتر خطابه و منبر عالم دینی تمام شود و بخش اصلی مراسم؛ یعنی مداحی شروع شود! و بعد هم شام!

اشکال عمده این رذیله دینی آن است که جنبه های معرفتی و شناختیِ دین در بین مردم تضعیف خواهد شد؛ و مراسم دینی نه تنها به خودسازی و خودشناسیِ عاشقان دین کمک نخواهد کرد؛ بلکه گاهی موجب غفلت آنها و دوری شان از خدا خواهد شد.

بسا دیده ایم و دیده ام کسانی را که در مراسم مذهبی شرکت می کنند؛ اما نماز نمی خوانند! روزه نمی گیرند! یا حتی مداحانی که نمازشان قضا می شود! یا با صدای خویش، موجب آزار و اذیت دیگران می شوند یا هیأت های عزاداری بدون هماهنگی با مسئولان، راه عبور و مرور مردم را می بندند و حق الناس بزرگی را بر گردن خویش می‌آویزند ... یا آشپزها در تهیه غذاهای نذری، مراعات اصول پاکی و طهارت را نمی کنند؛ و حتی بارها دیده شده است که ذبح هیأت های مذهبی کاملاً غیر شرعی است و گوشت آنها از لحاظ فقهی، نجس است و خوردن آن حرام!  

و اینجاست که باید گفت: شیطان هیچگاه بیکار نمی ماند؛ گاهی انسان را به یک مستحب مشغول می کند تا از یک واجب غافل کند و حتی به گناه بیندازد. شیطان نسبت به هر کس، از نقطه ضعف اش وارد می شود؛ به راستی نقطه ضعف دینداریِ ما کجاست؟! مؤمنان و نمازشب خوانان و هیئتی ها شیطان ندارند؟! شیطان فقط مخصوص «اشرف چهارچشم» و «پری بلنده» و «س.م» و «ا.ج» و «ع.م.خ» است؟!

چرا خیال می کنیم شیطان فقط به زنا و ربا و ریا امر می کند؟! خیر! گاهی اوقات به دعای ندبه امر می کند تا ما را از واجبی دیگر که انجامش متوقف بر ترک دعای ندبه است؛ بازدارد! مثلا در روز جمعه به کسی قول داده ایم که صبح زود او را به خاطر بیماری اش به بیمارستان ببریم؛ اما عمداً مشغول دعای ندبه می شویم و زیر قولمان می زنیم!

مراقب باشیم؛ گاهی شیطان از راه دین وارد می شود؛ تا ما را از دین جدا کند! و این دین، دیگر دین رحمانی نیست؛ بلکه دین شیطانی است.


جهت ارائه انتقادها و پیشنهادها، به آدرس زیر در تلگرام پیام دهید: Hgesler@

کتابنما؛ پویش ارائه محتوای کتاب‌ها در قالب متن، صوت و نما
تلگرام: https://t.me/joinchat/AAAAAD8qWWoG3TS19P2F_Q
تارنما: 

http://ketab-nama.blog.ir/

 

کتابنمانویس
۲۸ دی ۹۵ ، ۲۱:۴۶ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۴ نظر


تفطّن به دیوان و دَدان آدمی(1)

حجت‌الاسلام ابوحامدمحمدغزالی طوسی علیه الرحمه در کتاب «کیمیای سعادت» مطلبی را در خصوص جنبه‌های مختلف باطنی انسان می‌فرمایند، که لب لباب آن در پی می‌آید:

یک. شناخت «خود»

ـ هیچ‌کس به تو از خودت، نزدیک‌تر نیست. تو نزدیک‌ترین و آگاه‌ترین کسی هستی که به خودت علم داری و زوایای پنهان و ضمایر مخفی‌ات را می‌دانی.  
ـ اگر توانایی شناخت خود را نداشته باشی، چگونه توانایی شناخت دیگری(خدا) را داری؟

ـ شناختن خود، آن نیست که خوراک خود یا وسیله دفع و رفعِ گرسنگی و شهوت خود را بشناسی؛ بلکه شناختن منزلگاه نخست و سرانجام توست؛ شناختن آن است که من را به چه جهت در این هستی آورده‌اند و سعادت و شقاوت من در چیست؟

دو. صفات درونی آدمی:


الف) صفت سُتوران و بهایم(حیوانات چهارپا):
 خوردن و پرداختن به شکم؛ گُشنی کردن(جفت‌گیری) و پرداختن به فَرْج(عورتین) که صفت شِرَّه از آن‌ها صادر می‌شود؛ یعنی میل زیاد به خوردن و جماع کردن.

ب) صفت دَدان و درندگان(خوی سَبُعی و درندگی)
انسان مانندِ سگان و گرگان و شیران، با خلق درمی‌آویزد و با ایشان در هم می‌پیچد و چالش ایجاد می‌کند.

ج) صفت دیوان و شیاطین
 منشأ صفاتی چون، مکر، شرّانداختن، حیله، تَلبیس، مغالطه و تخلیط


د) صفت فرشتگان: مشاهده جمال حضرت خداوندی

منشأ صفاتی مانند علم، مَحبّت، صلاح و صلاحیت، و دوری گزیدن از صفات پیشین.



غزالی علیه الرحمه، سپس تحلیلی در رابطه صفات آدمی می فرماید که اساس آن به شرح زیر است:

ـ در صف فرشتگان بودن؛ یعنی سعی کردن بر اینکه سه صفت حیوانی نخست، بر آدمی سوار نشوند؛ بلکه آدمی بر آن‌ها سوار و مسلط باشد؛ و آن‌ها را در موقع مناسب به کار ببندد؛ و آن را هم عقل و عشق تعیین می‌کند؛ یعنی همان صفت فرشتگان.

ـ اگر انسان، خدمتگزار صفات حیوانی باشد، نصیبش از دین، دین ظاهری و قِشری است و اگر آن صفات، خدمتگزار آدمی باشند، نصیب انسان، لُبِّ دین است.

ـ باید با نور عقل ـ که انوار فرشتگان است ـ تَلبیس و مکر شیطان(2) را از بین بُرد؛ تا وی رسواشده، و هیچ فتنه برجای نماند؛ چنانکه از پیامبر گرامی صلوات‌الله‌علیه و آله نقل‌شده که فرمود: «من هم شیطان دارم؛ اما تحت کنترل من است».


(1) برخی دوستان ممکن است انتقادی درباره بکار بردن واژگان نامأنوسی چون تفطّن، دیو و دَد و به کاربردن جملات ثقیل داشته باشند؛ اما باید گفت که دانستن این واژه‌ها و مرورشان برای هر فارسی‌زبان لازم است؛ حتّی اگر خود واژه‌ها عربی باشند. متأسفانه سطح واژگانی ما ایرانی‌ها روز بروز در حال کم شدن است و این به دلیل کمبود مطالعه در کشور عزیزمان ایران است. یکی از منابع مهم جهت نوشتن و سخنرانی فصیحانه و بلیغانه، آثار منظوم و منثور جلال‌الدین بلخی(مولوی) علیه‌الرحمه است که در آینده، شرح لُب لباب ایشان ـ که حاصل زحمات صاحب تفسیر حسینی(مواهب علیه)؛ ملاحسین واعظ کاشفی است ـ در کتابنما قرار خواهد گرفت.

(2) شیطان در برخی متون عرفانی؛ کاملاً متفاوت از دیگر دیدگاه های کلامی تعریف شده است؛ که باید با دقت علمی و فهم صحیح، آن را هضم و فهم کرد. عرفا به دلیل نگاه توحیدی به هستی، نظر متکلّمان در رابطه با شیطان را نمی پذیرند و تعاریف بسیار متفاوتی از شیطان و نقش او در هستی ارائه می دهند که درک آن، حرکت کردن بر لبه تیغ تیز است و حتماً باید تحت نظر استاد علمی باشد.

جهت ارائه انتقادها و پیشنهادها، به آدرس زیر در تلگرام پیام دهید: 
Hgesler@

کتابنما؛ پویش ارائه محتوای کتاب‌ها در قالب متن، صوت و نما
تلگرام: https://t.me/joinchat/AAAAAD8qWWoG3TS19P2F_Q
تارنما: 

http://ketab-nama.blog.ir/

پایگاه غزالی: http://www.ghazali.org/site-fa/index.html

کتابنمانویس
۲۷ دی ۹۵ ، ۱۲:۴۷ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۷ نظر


یکی از آسیب های محیط های علمی آن است که برخی تنگ نظران، نقد و جرح علمی را برنمی تابند و تحقیق را زبون می شمارند و به جای آن، تقلید را ارج می نهند.
در این که تقلید، سرانجام به بن بست عقلی منجر خواهد شد همین نکته بس که اگر اصالت با تقلید باشد، دیگر همه مکتب ها، اندیشه ها و تمام پیروانشان، حق دارند که در آیین و کیش و تفکر خود بمانند و همگی به یک اندازه مُحقّ باشند و این یعنی بن بست اندیشه انسانی. 

تاریخ و سنت الهی نشان داده است که تنگ نظران همواره بوده اند و همواره هم خواهند بود و در هر جامعه ای هم نقش خود را ایفا می کنند، از جامعه شرقی گرفته تا غربی... .

 اما آنچه در نقد تنگ نظران می توان گفت:  اینان، گمان می کنند که متفاوت اندیشان، حتماً بیماری و مرضی دارند که مثل آنها فکر نمی کنند! یا الزاماً به جایی وابسته اند یا حتماً از کسی پول می گیرند و ... . انگار گمان می کنند که تفاوت اندیشه یعنی جرم و جنایت... . مزاج صفراوی مزاجانِ تنگ نظر گاهی آنچنان غلیظ می شود که دیگران را به جرم اظهار نظرهای روشمندانه در علوم مختلف، متهم به انواع رذایل و ذمائم می کنند و این رذیله فرهنگی در جوامعی که از فرهنگ مطالعه پایینی برخوردار هستند، بالاتر است. 

اما اگر متفاوت اندیشان، روشمندانه و مستدل، به حقیقتی رسیده باشند، نزد خداوند کریم، مأجورند(حتی اگر یافته شان درست نباشد). البته متفاوت اندیشان باید به نقدها و نظرهای دیگران هم نظر بدوزند و پذیرای مَحبّت علمی دیگران باشند. 

متفاوت اندیشان، نه در کف، سنگ دارند و نه با کسی جنگ؛ بلکه خواه ناخواه طور دیگری فکر می کنند! همین و بس... نه از کسی برای متفاوت بودن پول می گیرند، نه مزدور و وابسته هستند و نه مبتلا به بیماری های روانی...

بیاییم تفاوت اندیشه های روشمند را درک کنیم... . 

دو مصداق عینی مؤیِّد:

یک.دانشمندان علوم طبیعی در عصر شکوفایی علمی در غرب، نظراتشان مساوی با کفر و شرک بود اما 
اکنون این نظریات، نه تنها مساوی کفر و شرک نیست، بلکه دلیل توحید است! 

 
دو. 50 سال پیش علامه طباطبایی به خاطر دیدگاه های فلسفی از برخی ناسزا می شنید و الان، مورد تحسین است.
 


کتابنما/پویش ارائه محتوای کتب در قالب متن، صوت و نما

تارنما:

ketab-nama.blog.ir

تلگرام:  

https://t.me/joinchat/AAAAAD8qWWoG3TS19P2F_Q


(1) مصرعَکی از دیوان شمس جلال الدین بلخی 

کتابنمانویس
۲۵ دی ۹۵ ، ۱۳:۴۵ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۶ نظر

مردان قُلدرمآب و راهزنان قدیمی و عیاران بی پروا، که مردم از ایشان ترس و وحشتی فراگیر داشتند، دو صفت نیکو داشتند که گاه موجب سعادتشان می شد و آنها را به توبه می کشاند: 

یک. پایبندی به عهد و پیمانی که بسته بودند؛ یعنی تا پای جان هم که شده، سر قرارشان می ماندند...
دو. حفظ احترام ناموس دیگران 

دریغ از بعضی مردان امروزی، که همین ها را هم ندارند. 

یاد «روزی روزگاری» بخیر ... یاد «مرادبیگ» بخیر ... یاد قلدرمابان قلندرصفت بخیر ... یاد راهزنان با معرفت بخیر... یاد قدیمی ها بخیر... نفس و نفسشان حق بود ...

تلگرام: 
https://t.me/joinchat/AAAAAD8qWWoG3TS19P2F_Q

کتابنمانویس
۲۴ دی ۹۵ ، ۱۴:۳۷ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۷ نظر