وبگاه کتابنما

کتاب، آگاهی و کمی دغدغه

وبگاه کتابنما

کتاب، آگاهی و کمی دغدغه
وبگاه کتابنما
کتاب؛ آگاهی است و آگاهی، زندگی ساز.
کتاب، پیاده شدن هستی از طریق رگهای مقدس قلم، بر صفحه زندگی است.
کتابنما در موضوعات فرهنگی و علوم انسانی، و دینی(اعتقاد، اخلاق، و عرفان) فعالیت می کند و با انتشار ویدئو، صوت، و متن، در این راه می کوشد.

همچنین این "کلیک گاه"، بهانه است برای انتشار دغدغه های یک طلبه.
طلبگی، نه شغل است، نه کاسبی، نه پناهگاهی برای تنبلی، نه وارد شدن در دعواها و کشمکش های سیاسی.
در این باره در "طلبه نامه" و "دین نامه" بیشتر خواهم نوشت. ان شاء الله

نکته ضروری تر از ضروری: این سایت، یک سایت پژوهشی و علمی است؛ بنابراین وجود پیوندها از سلایق مختلف، به هیچ وجه به معنای تایید محتوایشان نیست و صرفاً به جهت معرفی پایگاه های مختلف علوم انسانی، پیوندهای بسیاری در کتابنما به نمایش درآمده اند.

حسین مازوجی؛ کتابنما
1395/09/19

بایگانی

کتابنما؛ پویش مردمی کتاب و نما

Enter your email address:

Delivered by FeedBurner

پیوندها

۳ مطلب با موضوع «عرفان نامه» ثبت شده است


تفطّن به دیوان و دَدان آدمی(1)

حجت‌الاسلام ابوحامدمحمدغزالی طوسی علیه الرحمه در کتاب «کیمیای سعادت» مطلبی را در خصوص جنبه‌های مختلف باطنی انسان می‌فرمایند، که لب لباب آن در پی می‌آید:

یک. شناخت «خود»

ـ هیچ‌کس به تو از خودت، نزدیک‌تر نیست. تو نزدیک‌ترین و آگاه‌ترین کسی هستی که به خودت علم داری و زوایای پنهان و ضمایر مخفی‌ات را می‌دانی.  
ـ اگر توانایی شناخت خود را نداشته باشی، چگونه توانایی شناخت دیگری(خدا) را داری؟

ـ شناختن خود، آن نیست که خوراک خود یا وسیله دفع و رفعِ گرسنگی و شهوت خود را بشناسی؛ بلکه شناختن منزلگاه نخست و سرانجام توست؛ شناختن آن است که من را به چه جهت در این هستی آورده‌اند و سعادت و شقاوت من در چیست؟

دو. صفات درونی آدمی:


الف) صفت سُتوران و بهایم(حیوانات چهارپا):
 خوردن و پرداختن به شکم؛ گُشنی کردن(جفت‌گیری) و پرداختن به فَرْج(عورتین) که صفت شِرَّه از آن‌ها صادر می‌شود؛ یعنی میل زیاد به خوردن و جماع کردن.

ب) صفت دَدان و درندگان(خوی سَبُعی و درندگی)
انسان مانندِ سگان و گرگان و شیران، با خلق درمی‌آویزد و با ایشان در هم می‌پیچد و چالش ایجاد می‌کند.

ج) صفت دیوان و شیاطین
 منشأ صفاتی چون، مکر، شرّانداختن، حیله، تَلبیس، مغالطه و تخلیط


د) صفت فرشتگان: مشاهده جمال حضرت خداوندی

منشأ صفاتی مانند علم، مَحبّت، صلاح و صلاحیت، و دوری گزیدن از صفات پیشین.



غزالی علیه الرحمه، سپس تحلیلی در رابطه صفات آدمی می فرماید که اساس آن به شرح زیر است:

ـ در صف فرشتگان بودن؛ یعنی سعی کردن بر اینکه سه صفت حیوانی نخست، بر آدمی سوار نشوند؛ بلکه آدمی بر آن‌ها سوار و مسلط باشد؛ و آن‌ها را در موقع مناسب به کار ببندد؛ و آن را هم عقل و عشق تعیین می‌کند؛ یعنی همان صفت فرشتگان.

ـ اگر انسان، خدمتگزار صفات حیوانی باشد، نصیبش از دین، دین ظاهری و قِشری است و اگر آن صفات، خدمتگزار آدمی باشند، نصیب انسان، لُبِّ دین است.

ـ باید با نور عقل ـ که انوار فرشتگان است ـ تَلبیس و مکر شیطان(2) را از بین بُرد؛ تا وی رسواشده، و هیچ فتنه برجای نماند؛ چنانکه از پیامبر گرامی صلوات‌الله‌علیه و آله نقل‌شده که فرمود: «من هم شیطان دارم؛ اما تحت کنترل من است».


(1) برخی دوستان ممکن است انتقادی درباره بکار بردن واژگان نامأنوسی چون تفطّن، دیو و دَد و به کاربردن جملات ثقیل داشته باشند؛ اما باید گفت که دانستن این واژه‌ها و مرورشان برای هر فارسی‌زبان لازم است؛ حتّی اگر خود واژه‌ها عربی باشند. متأسفانه سطح واژگانی ما ایرانی‌ها روز بروز در حال کم شدن است و این به دلیل کمبود مطالعه در کشور عزیزمان ایران است. یکی از منابع مهم جهت نوشتن و سخنرانی فصیحانه و بلیغانه، آثار منظوم و منثور جلال‌الدین بلخی(مولوی) علیه‌الرحمه است که در آینده، شرح لُب لباب ایشان ـ که حاصل زحمات صاحب تفسیر حسینی(مواهب علیه)؛ ملاحسین واعظ کاشفی است ـ در کتابنما قرار خواهد گرفت.

(2) شیطان در برخی متون عرفانی؛ کاملاً متفاوت از دیگر دیدگاه های کلامی تعریف شده است؛ که باید با دقت علمی و فهم صحیح، آن را هضم و فهم کرد. عرفا به دلیل نگاه توحیدی به هستی، نظر متکلّمان در رابطه با شیطان را نمی پذیرند و تعاریف بسیار متفاوتی از شیطان و نقش او در هستی ارائه می دهند که درک آن، حرکت کردن بر لبه تیغ تیز است و حتماً باید تحت نظر استاد علمی باشد.

جهت ارائه انتقادها و پیشنهادها، به آدرس زیر در تلگرام پیام دهید: 
Hgesler@

کتابنما؛ پویش ارائه محتوای کتاب‌ها در قالب متن، صوت و نما
تلگرام: https://t.me/joinchat/AAAAAD8qWWoG3TS19P2F_Q
تارنما: 

http://ketab-nama.blog.ir/

پایگاه غزالی: http://www.ghazali.org/site-fa/index.html

کتابنمانویس
۲۷ دی ۹۵ ، ۱۲:۴۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲ نظر

                                           
تمامی مخلوقات، مغروق، مبهوت و مقهورِ "دریای وجود"اند... چون هرچه در نظرگاه انسان است، جز وجود نیست.

حقیقت و عصاره وجود را عارفان -خدایشان به سلامت دارد- حضوراً درک کرده اند. حال که درک ذهنی وجود، چُنین شیرین است و عقل را مبهوت می کند؛ درک حضوری اش، چه پرحَلاوت خواهد بود... .

با این تعبیر، چقدر کاخِ پوشالی "هیچ علیه السلام"-که شعار آتئیست های امروزی است- لرزان و سست می نماید... بسا جوانانی که به دلیل شرایط زمانه و مهجوریّت حکمت و عرفان در میان توده جامعه، از درک "جود و وجود خداوند جلّ جلاله" در محرومیت و مهجوریت اند... .
همان جوانانی که از صبح تا شام، با "وجود" سروکار دارند؛ اما دم از "عدم" می زنند، وجود دارند؛ اما خود را ملحق و منضم به عدم می پندارند، از وجود تغذیه می کنند، اما وجودمطلق(خداوند) را "هیچ" می خوانند!

اما وقتی وقتش رَسد، خطاب به آنها گفته شود: «...تخم دغل می کاشتی، افسوس ها می داشتی، حق را عدم پنداشتی، اکنون ببین ای قلتبان!(1)».

کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد و طرحی نو در اندازد؟!

مُروَّح کن دل و جان را!
دلِ تنگِ پریشان را!
گلستان ساز زندان را!
بر این ارواح زندانی...
عجب حلوای قندی تو!
امیر بی گزندی تو!
عجب ماهِ بلندی تو!
که گردون را بگردانی...(1)


اللهم عجّل فرج مولانا صاحب الزمان علیه السّلام...



(1)هر دو شعر از جلال الدین بلخی

کتابنما؛ پویش ارائه محتوای کتب در قالب متن، صوت و ویدئو
تلگرام:

https://telegram.me/joinchat/BqNpdT8qWWo0SeDc9P2F_Q

کتابنمانویس
۱۷ دی ۹۵ ، ۱۳:۰۲ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۰ نظر

 

ابومحمدغزالی در کیمیای سعادت مطلبی را در خصوص انسان، و سیر او از کثرت به وحدت بیان می کند که عصاره آن در پی می آید:

یک) کار انسان عظیم است و خطر وی بزرگ(یعنی انسان عظمت دارد و هرچه عظمت چیزی بیشتر باشد، مهلکات و خطراتی که او را تهدید می‌کند نیز سهمناک تر است). انسان عظمت دارد؛ چراکه وی اگر ازلی نیست، ابدی است، و اگرچه انسان از خاک است؛ اما حقیقت روح او از خاک نیست و ربّانی(خدایی) است.

دو) او اگرچه در ابتدا صفت بهائم و شیاطین را دارست(یعنی در ابتدای زندگی، تنها در پی رفع حاجات دنیوی چون خوردن و لذت بردن است)؛ اما اگر در بوته مجاهدت و تلاش، خود را پاک کند، شایسته حضرت ربوبی خواهد شد( و به صفات ملائکه مزیَّن شود). انسان در مقام اسفل السافلین(عالَم ناسوت)، اسیر شهوت و غضب است؛ اما اگر پادشاهِ شهوت و غضب شود(یعنی بر شهوت و غضب خود چیره شود)، شایسته بندگی حضرت الهیّت شود. در این صورت او به اُنس حضرت حقّ خواهد رسید و بهشت او، نظاره کردن در جمال الهی، خواهد شد و دیگر نزد وی، شهوت چشم و فَرْج و شکم حقیر شود.

سه) این درجه والا(یعنی همان که در بند دو آمد) جز به مجاهدت و معالجت ممکن نگردد که این چنین کوششی دو رُکن دارد که در آیه دوم از سوره مبارکه جمعه آمده است:
﴿هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یتْلُو عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَیزَکِّیهِمْ وَیعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ

اوست که در میان قوم بی‌کتاب [عرب‌] پیامبری از میان خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنان می‌خواند و پاکیزه‌شان می‌دارد، و به آنان کتاب و حکمت می‌آموزد، و حقا که در گذشته در گمراهی آشکاری بودند.
رکن اول: تزکیه و پاکی از رذیلت ها؛ یعنی اخلاق ناپسند و صفات بهائم است که نزد ارباب به «تخلیه» معروف است(یزَکِّیهِمْ).

رکن دوم: رشد و ترقی معرفتی و آراستگی به صفات ملائک است. هنر پیامبران و اولیای الهی آن است که مِس وجود انسان را با کیمیای مَحبّت الهی، به زر تبدیل می کنند؛ یعنی از هر صفت نقص و رذیلت، صفت کمال بیرون می آورند و به عبارت دیگر از میت و مرده، زنده بیرون می آورند و مرده را زنده می کنند، جسم را می گیرند و روح تحویل می دهند، برکه را می گیرند و به دریا مبدّل می کنند؛ چرا که وجودشان دریایی است: 

﴿ إِنَّ اللَّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَى یُخْرِجُ الْحَی مِنَ الْمَیتِ وَمُخْرِجُ الْمَیتِ مِنَ الْحَی ذَلِکُمُ اللَّهُ فَأَنَّى تُؤْفَکُونَ(انعام/95)
خداوند شکافنده دانه و هسته است، زنده را از مرده بیرون می‌آورد و بیرون آورنده مرده از زنده است، چنین است خدای شما، چگونه به بیراهه می‌روید؟
 این رکن، نزد ارباب به «تحلیه» معروف است(وَیعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ).


چهار) کیمیای سعادت که نام کتاب ابوحامد حجة الاسلام غزّالی طوسی است؛ یعنی از هرچه صفت نقص، جدا شدن و به صفات کمال آراسته گردیدن؛ و این همان تبتّل و بریدگی است؛ چرا که مادامی که بریدگی حاصل نشود، «تحلیه» معنا ندارد:

  وَاذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَتَبَتَّلْ إِلَیهِ تَبْتِیلًا(المزمل/8)
﴿و نام پروردگارت را یاد کن و از همه گسسته و با او پیوسته شو

و تبتیل یعنی از همه چیزها گسستن؛ بدست نمی آید مگر با شناخت چند چیز:

حقیقت خود را بشناسد.
خدا را بشناسد.
دنیا را بشناسد.
آخرت را بشناسد.


تمامی ترجمه ها از آقای بهاءالدین خرمشاهی زیدعزه است.  

کتابنما:
تلگرام: https://telegram.me/joinchat/BqNpdT8qWWo0SeDc9P2F_Q

کتابنمانویس
۱۱ دی ۹۵ ، ۰۶:۴۷ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۷ نظر